[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:16 توسط یلدا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:15 توسط یلدا
همیشه خسته از روزای برفی
عشق پریشون شده ی دو حرفی
گفته بودم اگه دلت گرفته است
کنج دلم جا واسه ی دلت هست
شاید دلت خواست و باهات اومد
یاشایدهم دلت باهات نیومد
هرچیکه بذارکه گفته باشم
هرجاکه هست دلت منم باهاشم
عشق گذشته از پل
دشت پراز گلایل
گمشده ی دو حرفی
خسته ی روزبرفی
رنگ غمو به شعرشادم زده
دشت پرازگلایل غم زده
.......................
گفته باشم هنوزم اگه دلت گرفته است
بیا که کنج قلبم جاواسه ی دلت
حالا که تقویمه من زمستونهاش زیاده
تو کوچه های سردش همیشه برف وباده
باید بیای ببینم بهارخنده هاتو
بیا بذار تموم شه روزای برفی با تو
عشق گذشته از پل
دشت پراز گلایل
گمشده ی دو حرفی
خسته ی روز برفی
................
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:15 توسط یلدا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 17:15 توسط یلدا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 16:32 توسط یلدا
راستی خواستم بهتون بگم که منودرک کنین چون همونطورکه به انی خانم گفتم،اگه قرارباشه هرکسی که به من میگه دوست دارم من باورکنم وبهش روبدم میدونین چه وضعی پیش میاد..........![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 16:0 توسط یلدا
زندگینامه دیه گو آرماندو مارادونا - اسطوره فوتبال آرژانتین
زندگینامه دل پیرو
زندگینامه ی ویکتورالباس وریباس
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 15:25 توسط یلدا
هيچکس باور نمي کرد که کيوان کوچولوي سال ها پيش و کيوان گنده ي !! اين سال ها ، انقدر زود پله هاي ترقي را طي کنه و به يکي از مجري هاي خوب تلويزيون تبديل بشه ، گفتگويي که پيش رو داريد در عصر يکي از پنجشنبه هاي گر م آخر بهار ،در يکي از پرت ترين ! نقاط شهر صورت گرفته است.
نويدايزديار
* با تشکر از سعيد زارعي که در اين گفتگو ما را ياري و اذيت کرد !
* هرگونه استفاده از عکس ها و مطالب ، بدون اجازه ي قبلي از وبلاگ هفت هنر ممنوع مي باشد .
* * *
نويد : چرا موهاتو کوتاه کردي ؟
کيوان : دردسر داشتم تويه سازمان ! بلند که بود هپلي مي شد ، ژلم مي زدم مي گفتن چرا ژل زدي ، البته همه مي گن اينجوري بيشتر بهم مياد !
نويد : چه خبر ؟
کيوان : سلامتي !
نويد : چند وقت ِ که سلام بهار تموم شده ، اين روزها مشغول چه کاري هستي ؟
کيوان : براي شبکه جام جم برنامه ي بوم سفيد رو اجرا مي کنم که حالا حالاها ادامه داره ، يکي از نقش هاي فيلم آقاي فرج پور رو هم بازي کردم ، که اسمش دويدن در ميان ابرها ست و قرار ِ واسه ي جشنواره ي فجر آماده بشه ، آقاي فرج پور دستياراول آقاي کيميايي بودن و اين فيلم ، فيلم ِ اولشون ِ ، واسه بازي تو سريال آقاي حسن شکوهي هم با ايشون مذاکره کردم...
نويد : قرارداد بستي ؟
کيوان : نه هنوز ، همه چيز در حد صحبت بوده
سعيد : از چه سالي کار تئاتر رو شروع کردي و تا کي قصد ادامه دادن داري ؟
کيوان : من از حدود سال 79 ، 80 که فکر کنم کلاس سوم راهنمايي بودم ، به آموزشگاه هفت هنر اومدم وتو کلاس هاي آقاي امير قنبري شرکت کردم
نويد : خيلي از کساني که تو و برادرت ( مسعود ساکت اف ) رو مي شناسن ، فکر مي کنن مسعود ساکت اف که سابقه ي طولاني در برنامه سازي تلويزيون داره ، پارتي ِ! تو براي ورود به تلويزيون بوده ؟
کيوان : نه ، اصلا اينطوري نبوده
نويد : پس چطور شد که سر از تلويزيون در آوردي ؟
کيوان : البته اين قضيه اش خيلي مفصله ولي خوب سعي مي کنم کوتاه بگم ، من با همراهي چند نفر ديگه از بچه ها يه کار تئاتر انجام داديم به نام پسران آفتاب ، محسن صادقي کارگردان اين کار بود و از اونجايي که محسن صادقي از دانشجويان دانشگاه سوره است ، کار در اين دانشگاه هم اجرا شد ، اجراي ما پسنديده شد و ما از طريق دانشگاه سوره به شاهرود رفتيم تا در جشنواره اين شهر هم اجرايي داشته باشيم ، يکي از تماشاگران اجراي ما در شاهرود آقاي رضا فياضي بود که ايشون با ديدن اين کار، من رو واسه بازي در کارشون انتخاب کردند ، کار آقاي فياضي به جشنواره ي کودک و نوجوان اصفهان رفت و تو اين جشنواره ، تهيه کننده ي شبکه ي اول ، جناب آقاي تاولي من رو ديد و انتخاب کرد ، بعد از اون هم مدير گروه کودک و نوجوان ، من و محسن رو کنار هم قرار داد
سعيد : الگوي بازيگريت ؟؟!
کيوان : الگوي بازيگري به نظر من اصلا چيز درستي نيست ، مثلا بگي الگوي من آل پاچينو ِ خوب مگه قرار ِ تو دوباره بوي خوش زن ُ بازي کني يا مثلا بگي مارلون براندو مگه قرار ِ اتوبسي به نام هوس رو بازي کني ، يه سري تکنيک ها هست که آدم ياد مي گيره ولي به مرور زمان تجربه است که آدم رو بارور مي کنه
سعيد : البته من منظورم پيروي کردن از شيوه ها و متد هاي دنياست ، يعني اينکه ميشه هر کدوم از بزرگترين بازيگر هاي دنيا رو الگويي از يکي از متد هاي بازيگري دونست ؟
کيوان : نمي دونم ، زياد به اين قضيه فکر نمي کنم
نويد : نقشت تو فيلم دويدن در ميان ابرها چطور بود ، خوب بازي کردي ؟!!
کيوان : نمي دونم ، من تو اين فيلم نقش مکمل داشتم ، سعي کردم شخصيتم رو بفهمم و بازي کنم
نويد : به نظر خودت سلام بهار چطور بود ؟
کيوان : از اونجا که تلويزيون يه رسانه ي سطحي ِ و من خودم شخصا هيچ علاقه ي به اون ندارم ، سلام بهار فقط واسم يه تجربه بود ، تجربه اي براي اجراي يه برنامه زنده و ...
نويد : اولش که سلام بهار شروع شد ، فکر مي کردي اينهمه ازش استقبال بشه ؟
کيوان : البته برنامه اينطوري شروع نشد ، اولش من تنها بودم ، بعد محسن افشاني اضافه شد که با هم برنامه ي ما دوتا رو شروع کرديم ، اين برنامه تمريني بود براي سلام بهار ، واقعا خودمم فکر نمي کردم انقدر استقبال شه، ولي شد
نويد : همکاري با محسن افشاني چطور بود ؟
کيوان : پسر خوبي ِ
نويد : همکاري باهاش ؟!!
کيوان : يه ذره سخته ، يه ذره قلق داره که بايد بشناسي
نويد : برنامت واسه آينده چي ِ ؟
کيوان :دانشگاه ، آخ آخ دانشگاه!
نويد : راستي امسال کنکور ميدي؟
کيوان :کنکور که مي دم ، ولي بيشتر اميدم به مصاحبه است
نويد : بالاخره که بايد رتبه ي خوب بياري ..
کيوان : آره خوب ، ولي خوب اگه مجاز به انتخاب رشته بشم براي مصاحبه عملي خوب مي تونم عمل کنم
نويد : و دانشگاه ؟
کيوان : من قصد دارم تئاتر بخونم و اگه بشه تو محيط دانشگاه به کارم ادامه بدم
نويد : تو گفتي تلويزيون يه رسانه ي سطحي ِ ، کار در تلويزيون رو ادامه مي دي ؟
کيوان : اجرا رو که نه ، بعيد مي دونم ادامه بدم چون اصلا دوست ندارم ، ولي براي بازي ، اگه سريال خوبي پيشنهاد بشه بهش فکر مي کنم
نويد : اگه بخواي کار بعديت ُ خودت انتخاب کني ، يعني بر اساس پيشنهاد ديگران نباشه ، چه کاري رو انتخاب مي کني؟
کيوان :محسن صادقي قرار ِ نمايشنامه ي مخزن ( جلال تهراني ) رو به اجرا برسونه ، خيلي دوست دارم تو اون کار باشم ، سعيد داره داد مي زنه....!
سعيد : من کي داد زدم ؟؟ از اساتيدي که در اين رشته (تئاتر) داشتي بگو ؟
کيوان : آقاي قنبري و آقاي علي سليماني تنها کساني بودند که من در کلاس هاشون شرکت داشتم
سعيد : دوست داري تحت آموزش کدام يک از اساتيد اين رشته باشي ؟
کيوان : به نظرم استاد اون قدر مهم نيست که خود آدم مهم ِ ، هرچند خيلي چيز ها هست که آدم از طريق آموزش بهش مي رسه ...
نويد : تاثير برادرت مسعود و آموزشگاه هفت هنر در زندگي کاريت چقدر بوده ؟
کيوان : خيلي ، خيلي زياد ، فکر کنم مهمترين عامل بوده
سعيد : در زمينه ي کار هنري ، غير از بازيگري و اجرا، دوست داري در چه زمينه اي تجربه داشته باشي ؟
کيوان : موسيقي رو دوست دارم ، البته موسيقي رو همه دوست دارن !....
سعيد : در زمينه ي بازيگري دنبال چه جايگاه و هدفي هستي ؟
کيوان : آدم با توجه به شرايطش هدف رو انتخاب مي کنه ، مثلا يه زماني آرزو داشتم جايزه ي اول جشنواره ي اتودهاي هفت هنر رو بگيرم ، که گرفتم ، بعدش دوست داشتم توي ِ جشنواره هاي هفت هنر جايزه بگيرم که به اون هم رسيدم و... الان دوست دارم مثلا تو جشنواره ي دانشجويي ، يا جشنواره ي فجر جايزه بگيرم ، طبيعي ِکه هر چقدر آدم جلوتر مي ره ، به کارهاي بزرگتري فکر مي کنه
نويد : خيليا که تو وبلاگ نظر مي دن مي خوان بدونن که تو خودت وبلاگ شخصي نداري ؟
کيوان : چرا ، دارم يه وبلاگ مي سازم ، ولي از اون جا که اطلاعات اينترنتي ِ کمي دارم سپردم به يکي از دوستام که برام بساز ِ ، احتمالا تا چند روز ِ ديگه آماده بشه ...
نويد : تاثير مثبتي که اجراي تلويزيوني در روند کارهات گذاشت چي بود ؟
کيوان : اگر من يه ذره هوشيار نبودم مطمئنا حضور در تلويزيون من رو کله پا مي کرد و باعث پس رفت در بقيه کارهام مي شد ، اما خدا رو شکر که حواسم بود
نويد : چند سال پيش با ساخته شدن برنامه ي نيم رخ در شبکه ي اول ، موج جديد برنامه هاي نوجوان شروع شد که شايد بشه سلام بهار رو آخرين نمونه از اين برنامه ها دونست ، مجري هايي که تو اين برنامه ها حضور داشتند به دو دسته تقسيم شدند ، يه عده با تموم شدن برنامه رفتن و ديگه پيداشون نشد ! يه عده ي ديگه ام جذب کار بازيگري ، اجرا يا حتي خوانندگي شدن ، که البته تعداد دسته ي دوم خيلي کمتر از دسته ي اول ِ و افرادي که در اين دسته قرار مي گيرن در حال حاضر فقط حضور دارن ، خوب وبدش رو چه عرض کنم ....! اين شرايط براي حضور در چنين برنامه هايي تو رو دچار ترس نمي کرد ؟
کيوان : من فکر مي کنم آدم هايي مثل امير حسين مدرس ، مهدي سلوکي ، محمد سلوکي و ... که کارشون رو با همچين برنامه هايي شروع کردند ، در ابتدا مجري بودن و بعد به خاطر محبوبيتشان بين مردم جذب حرفه بازيگري شدند ، فرق من اينجاست که از بازيگري به اجرا رسيدم
نويد : آرزوي کاريت در تئاتر ، سينما و تلويزون ؟
کيوان : آروزم در تئاتر اينه که تو سالن قشقايي تئاتر شهر اجرا برم
نويد : کارگردان مهم نيست ؟
کيوان : مهم اينه که گروه قابل قبولي باشه ، من شخصا افشين هاشمي رو خيلي دوست دارم ، ولي خيلي دوست دارم تو کار آقاي محمد رحمانيان بازي کنم
نويد : تويه سينما و تلويزيون ؟
کيوان : براي تلويزيون ، دوست دارم تو سريالي مثل نيمکت بازي کنم
نويد : اينم که واسه آقاي رحمانيان ِ ؟
حالا ... کلا به اينطور فضاها علاقه دارم
نويد : و سينما ؟
کيوان : آرزو که نميشه گفت ، ولي کساني هستند که کار با اونا براي هرکسي باعث افتخار ِ ، مثل استاد بهرام بيضايي يا آقاي داريوش مهرجويي
نويد : حرف آخر ...
کيوان :هر کدوم از ما يه وظيفه اي نسبت به اجتماع داريم که اميدوارم هر کس اين وظيفه رو به خوبي انجام بده ...
نويد : همين ؟
کيوان : همين.....
منبع: وبلاگ هفت هنر
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 15:8 توسط یلدا
زندگی نامه رونالدينيو
1980 در ۲۱ ماه مارس اين سال در پورتو الگره برزيل بهدنيا مى آيد. نام كامل او رونالدو آسيس دوموريرا است.
1997 با برزيل فاتح جامجهانى نوجوانان مى شود و خودش به مقام آقاى گلى اين رقابت ها مى رسد.
1998 اولين بازى خود رادر سطح حرفه اى با پيراهن گرميو برزيل انجام مى دهد و در ۵ مسابقه اين تيم شركت مىكند.
1999 اولين بازى ملى اش را براى برزيل در روز ۲۶ ژوئن اين سال در برابر لتونى انجام مىدهد و با اين تيم فاتح كوپا آمه ريكا در آن سال مى شود و اولين گل ملى اش را دربرابر ونزوئلا به ثمر می رساند.
2001 با پارى سن ژرمن فرانسه قراردادى ۵ ساله مى بنددو از ماه مارس اين سال به پاريس كوچ مى كند، اما مجبور به صبرى ۴ ماهه براى انجاماولين بازى اش براى اين تيم مى شود. زيرا اختلاف و ستيز مالى بين سن ژرمن و گرميوبر سر قيمت او ادامه دارد.
2003-2002 با تيم ملى برزيل فاتح جام جهانى در شرق آسيا مىشود و در اين راه يك گل جالب از فاصله ۳۵ مترى و با يك ضربه آزاد قوس دار و بلند بهتيم انگليس در مرحله يك چهارم نهايى مى زند.
2003 به بازى براىپارى سن ژرمن ادامه مى دهد، اما رابطه خوبى با لوييز فرناندز مربى اين تيمندارد.
وقتى سن ژرمن به پيكارهاى اروپايى راه نمى يابداو از قصد خود براى ترك اين تيم صحبت مى كند. برادر او كه مدير برنامه هاى وى نيزهست، بر سر انتقال او به منچستريونايتد با سران اين باشگاه انگليسى مذاكره مى كنداما بارسلونا زرنگ تر است و با استفاده از ترديد منچستر او را جذب خويش مىكند.
قرارداد ۵ ساله او با بارسا به بهاى ۲۵ ميليون يورو امضا مىشود. ۲سپتامبر: اولين گلش را براى اين تيم كاتالونيايى درتساوى 1-1 برابر سويا مى زند. او از درون زمين خودى به حركت در مى آيد و به پيش مىرود و از ۲۵ مترى با شوتى دقيق دروازه را باز مى كند.
15 اكتبر: موقعى كهبارسلونا در جام يوفا تيم پوچوف اسلواكى را 8 بر صفر در هم مى كوبد، ۳ گل مى زند. اولين فصل حضورش در نوكمپ با زدن ۱۴ گل پايان مى گيرد و اين تيم با بى شكست ماندندر ۱۷ بازى متوالى به مقام نايب قهرمانى لاليگا مى رسد.
جولاى: به او استراحتداده مى شود تا در كوپا آمه ريكا شركت نكند.
نوامبر: با درخشش اوبارسلونا در ال كلاسيكو 3 بر صفر بر رئال مادريد فايق مى آيد.
دسامبر: از سوى فيفا بهعنوان مرد سال (۲۰۰۴) فوتبال جهان انتخاب مى شود اما در انتخابات توپ طلا پشت سرآندرى شوچنكو و دكو قرار مى گيرد.
مه ۲۰۰۵: بارسلونا را پس از ۶ سال فترت فاتح لاليگا مىكند.
ژوئن: با برزيل جام كنفدراسيون ها را فتح مى كند و در بازى فينال كه كشورش آن را با نتيجه 4-1 از آرژانتين مى برد، گلزنى مى كند.
۳۱ آگوست: موافقت مى كند كه قراردادش با بارسا تا ۲۰۱۰تمديد شود.
سپتامبر: از سوى اتحاديه فوتباليست هاى حرفه اى جهان (FiFpro) مرد سال شناخته مى شود.
۱۹ نوامبر: بارسلونا را دوباره به سوى پيروزى 3-0 بررئال مادريد رهنمون مى شود و اين بار دو گل انفرادى حيرت انگيز مىزند.
۲۸ نوامبر: در انتخابات توپ طلاى اروپا اول مى شود.
دسامبر: برای دومین سال متوالی به عنوان بهترین بازیکن جهان انتخاب می شود.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 15:2 توسط یلدا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 0:26 توسط یلدا
http://www.yalda561.blogfa.com![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:54 توسط یلدا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 23:4 توسط یلدا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 20:17 توسط یلدا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:49 توسط یلدا




