تبليغاتX
 محسن افشانی وکیوان ساکت اف
محسن افشانی وکیوان ساکت اف
هرچی که طرفدارای محسن وکیوان میخوان.....
محسن افشانی وکیوان ساکت اف
خانه | آرشيو | ايميل


بااسمان خسته،باابردل شکسته،بادردریشه بسته،رستن چه سود دارد؟بودم به عشق یاران عمری دراین بیابان وقتی که همدمی نیست،ماندن چه سود دارد؟
من اسمم یلدااست.نویسنده ی وبلاگ.متولد28مرداد.منتظر نظراتتون هستم.راستی من پرسپولیسی دواتشه ام.شدیدا هم فوتبالی ام.باااااااااااااااااااااااای...

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
اینم جواب..........
سلام به همگی ویه سلام به انیتاخانم که گلایه میکنن من جواب سلامشونو نمیدم.....هیچ اشکالی نداره که شماادرس وب منویه جایی بگین....راحت باشین.....
[ ]
+
بازگشت همه به سوی اوست.............
سلام بچه ها من راستی یادم رفته بودکه بهتون بگم:

بانهایت تاسف وتاسر استادشکیبایی،معلم اخلاق ستاره ی سینمای ایران،وپیشکسوت سینما دارفانی را وداع گفتند.نمیدونید چقدرناراحت شدم.ایشون صبح پریروز به علت سکته ی قلبی به بیمارستان منتقل شدندولی.............

درهرصورت ما ازخدابرای استادمغفرت وامرزش وشادی روح رومیطلبیم وبه خانواده ی بزرگوار استاد نهایت تاسفمون رواعلام میکنیم وازخداواسه خانواده ی محترمشون صبر رو میطلبیم.

روحش شاد ویادش گرامی باد......

بیوگرافی:

متولد 1323
با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، 1361) به سینما آمد. و تا سال 1368 در نقشهایی ظاهر شد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد. اما از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی، 1368) بود که نام خسرو شکیبایی سر زبانها افتاد. او برای بازی بسیار زیبایش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.
خسرو شکیبایی از سال 1368 به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباسها و تیپهای مختلف تکرار کرد. اما توانایی هایش انکارناپذیرش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت: بازی تاثیرگذار او در دو فضای کاملا متفاوت در فیلم کیمیا (احمدرضا درویش، 1373) و بازی متفاوت او در فیلم کاغذ بی خط (ناصر تقوایی، 1380).
خسرو شکیبایی در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش مدرس بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، تفنگ سر پر و این اواخر هم که مجموعه تلویزیونی در کنار هم را روی آنتن دارد.
او آخرین جایزه اش را از ششمین جشن ماهنامه دنیای تصویر برای بازی در فیلم کاغذ بی خط دریافت کرد.
پس از گذشت نزدیک به 22 سال از اولین حضورش در سینمای مسعود کیمیایی، بار دیگر و اینبار در کنار استاد عزت الله انتظامی در فیلمی از مسعود کیمیایی ایفای نقش کرد: « حکم » (1383) و چقدر عالی بازی کرد. او در سال 1384 و 1385 چهار بازی قدرتمند دیگر نیز به کارنامه سینمایی اش افزود: چه کسی امیر را کشت؟، اتوبوس شب، رئیس و دست های خالی

......................................................

مجموعه آثار:

- خط قرمز (مسعود کیمیایی - 1361)
- دادشاه (حبیب کاووش - 1362)
- صاعقه (1364)
- رابطه (پوران درخشنده - 1365)
- دزد و نویسنده (کاظم معصومی - 1365)
- ترن (امیر قویدل - 1366)
- شکار (مجید جوانمرد - 1366)
- هامون (داریوش مهرجویی - 1368)
- عبور از غبار (پوران درخشنده - 1368)
- ابلیس (احمدرضا درویش - 1368)
- جستجو در جزیره (مهدی صباغزاده - 1369)
- سارا (داریوش مهرجویی - 1371)
- پرواز را بخاطر بسپار (حمید رخشانی - 1371)
- یکبار برای همیشه (سیروس الوند - 1371)
- بلوف (ساموئل خاچیکیان - 1372)
- کیمیا (احمدرضا درویش - 1373)
- پری (داریوش مهرجویی - 1373)
- درد مشترک (یاسمین ملک نصر - 1373)
- لژیون (سیدضیاءالدین دری - 1373)
- سایه به سایه (علی ژکان - 1374)
- خواهران غریب (کیومرث پوراحمد - 1374)
- سرزمین خورشید (احمدرضا درویش - 1374)
- عاشقانه (علیرضا داودنژاد - 1374)
- روانی (داریوش فرهنگ - 1376)
- زندگی (اصغر هاشمی - 1376)
- دختردایی گمشده (داریوش مهرجویی - 1377)
- میکس (داریوش مهرجویی - 1378)
- دختری بنام تندر (حمیدرضا آشتیانی پور - 1379)
- کاغذ بی خط (ناصر تقوایی - 80/1379)
- مزاحم (سیروس الوند - 1380)
- اثیری (محمدعلی سجادی - 1380)
- صبحانه برای دو نفر (مهدی صباغزاده، 1382)
- ازدواج صورتی (منوچهر مصیری، 1383)
- سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383)
- حکم (مسعود کیمیایی، 1383)
- پیشنهاد پنجاه میلیونی (مهدی صباغزاده، 1383)
- ستاره ها: ستاره بود (فریدون جیرانی، 1384)
- عروسک فرنگی (فرهاد صبا، 1384)
- چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور، 1384)
- اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد، 1385)
- دست های خالی (ابوالقاسم طالبی، 1385)
- رئیس (مسعود کیمیایی، 1385)

مجموعه های تلویزیونی:
- مدرس
- روزی روزگاری (امرالله احمدجو، 1368)
- خانه سبز (مجموعه - بیژن بیرنگ، مسعود رسام - 1375)
- کاکتوس (مجموعه سری اول - محمدرضا هنرمند - 1377)
- تفنگ سرپر‌ (مجموعه - امرالله احمدجو - 79/1378)
- در کنار هم (مجموعه تلویزیونی - فتحعلی اویسی- 1381)

......................................................

جشنواره ها و جوایز:

- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از هشتمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « هامون » - 1368
- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « کیمیا » - 1373
- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و سومین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « سالاد فصل » - 1383
- برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « اتوبوس شب » - 1385
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از یازدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « یکبار برای همیشه » - 1371
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از دهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « چه کسی امیر را کشت؟ » - 1385
- دومین بازیگر نقش اول مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « کاغذ بی خط » - 1381
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از پانزدهیمن جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « سایه به سایه » - 1375
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیستمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « کاغذ بی خط » - 1380


[ ]
+
توپ توپم!!!!!!!
سلام دوستان چطورییییییییییییین؟؟؟؟من که توپ توپم.ازامروز دیگه دارم به صورت حرفه ای تئاترکارمیکنم.هرروز ساعت۵ میرم سرتمرین.انقده خوشحالم که نگو....واسه همین قضیه ی تئاترشاید وقت نکردم زودبه زود اپ کنم.شمادرهرصورت پیشاپیش ببخشید..............
[ ]
+
تئاتر
سلام بچه ها من یه مدت اپ نکردم معذرت میخوام.راستی بنابرخواسته ی شما قالبوعوض کردم.راستشوبخواین من خودم هم به طورکامل ندیده بودمش.فقط فهمیدم که قالب تیم ارسناله.وفقط میدونستم که رنگ زمینه اش ابیه.ووقتی کامل دیدمش کپ کردم.خیلی افتضاح بود!!!!!!!!حالاببخشید،عوضش کردم دیگه.حالا داشت یادم میرفت امروز رفتم کلاس تئاتر ثبت نام کردم.هرروز ساعت۶ تا ۷ونیم میرم فرهنگسراو تئاتر تمرین میکنیم.اولین کارمون هم تئاتر کودکه.تئاترحسن کچل.البته هنوزباکارگردان صحبت نکردم ولی من به خودم مطمئنم.دعاکنیدکه خرابش نکنم.دعاکنیدکه موفق بشم.ممنونم مرسی...........
[ ]
+
هستی خانم
سلام هستی خانم ازحرفتون ناراحت شدم.اقای افشانی به نظرمن باظرفیت تراز اونی هستن که درس رو ول کنن ودنبال مشهوریت برن.لطفادیگه ازاین حرفانزنین.دلم نمیخواداین وسط اسم کسی بد بشه....باشه؟؟؟؟
[ ]
+
جشن تولدشما
سلام بچه ها.امیدبه این دارم که احوالتون خوب باشه.میخواستم به شمابگم شمامیتونید روز تولدتون رو توی همون روزبه من به صورت خصوصی ارسال کنیدتا من یه جشن کوچیک واستون توی وبلاگ بگیرم......بای تا های........
[ ]
+
بدو بدو عکسهای مادوتا
بدو بدو عکسهای اقامحسن واقاکیوان تو نمایشگاه!

عکسها ازوبلاگ"هواداران دواتشه محسن وکیوان"میباشد.


[ ]
+
مصاحبه

مصاحبه مجله جوانان با محسن افشانی و کیوان ساکت اف

کمی از خودتان بگویید

محسن افشانی:متولد 11فروردین 1368وساکن افسریه هستم پیش دانشگاهی ام را پارسال تمام کردم و امسال سال دومی است که می خواهم در کنکور شرکت کنم پارسال فیزیک هسته ای سمنان قبول شدم که نرفتم امسال اگر خدا بخواهد دوست دارم شیمی یا مکانیک قبول شوم فرزند دوم خانواده هستم ویک خواهر بزرگتر از خودم دارم

کیوان ساکت اف :متولد15 شهریور 1367 و ساکن کرج هستم دو برادر دارم که هر دو بزرگتر از من هستند یکی از آنها قرار است دکترای فلسفه بخواند و دیگری تهیه کننده شبکه چهارم سیما است رشته تحصیلی ام هنر است و پشت کنکوری ام البته پارسال هم قبول شدم اما به خاطر کار و دوری راه نتوانستم بروم

علاقه و استعداد شما به هنر توسط چه کسی کشف شد؟

محسن افشانی: استعداد من توسط علی مختار زاده در برنامه "آستانه "کشف شد البته قبل از آن تئاتر کار می کردم و بعد در آیتم های آستانه حضور یافتم

در نهایت به عنوان مجری همان برنامه انتخاب شدم وحالاهم در سلام بهار مشغول هستم ناگفته نماند که من مجری نیستم بازیگرم و در حال حاضر هم نقش مجری را بازی می کنم

کیوان ساکت اف:من تئاتر کار میکردم و رضا فیّاضی با کارمن آشنا بود او بود که مرا به مسئولین برنامه "عصرجدید" معرفی کرد در همان اثنا برای اجرای کار به اصفهان رفتیم که غاولی کار مرا دید و برای همکاری در شبکه یک انتخابم کرد در حال حاضر هم در برنامه سلام بهار مشغول هستم

این سبک اجرای دو نفره پیشنهاد چه کسی بود و بازتابش چگونه است ؟

محسن افشانی: ایده مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه اول سیما(محمد میر کیانی) بود که خیلی از آن استقبال شد بازتابش را کاش در نمایشگاه بودید و می دیدید

شیطنت های شما حین اجرا مختص و اقتضای کاراست یا جز لا ینفک شخصیت محسن و کیوان؟

محسن افشانی: شیطنت های من ساختگی است و در واقع شیطنت هایش را بازی می کنم

کیوان ساکت اف: شیطنت های من جز ثابت خودم است تازه کنترلش هم کردم

تا حالا شیطنت های شما مشکل آفرین هم شده؟

محسن افشانی:در دوران تحصیل من از زمستان و از ایستادن در سرما برای اجرای مراسم صبحگاهی  قبل از ورود به کلاس بیزار بودم پنهانی به سالن می رفتم یا نقش مامور را بازی می کردم یا به کلاس می رفتم و می خوابیدم که ناظم این موضوع را فهمیدو....

کیوان ساکت اف:من هم یادم می آید یک روز در کلاس گچ بازی می کردیم گچ را به سمت دوستم پرت کردم که به گوشه چشم او اصابت کرد و چشمش قرمز شد من خیلی ترسیدم او هم نامردی نکرد و به همان بهانه چند روز مدرسه نیامد و وقتی هم که آمد چشمش را طوری بسته بود که ....!!

اتفاق افتاده که حین پخش متن را فراموش کنید ؟

محسن افشانی :آخ ..آخ....کیوان  کیوان خیلی  ...خودت اعتراف کن کیوان!!

کیوان ساکت اف: من یک بار یک تکه مهم را فراموش کردم و گرنه در دیالوگ ها برای هر دونفرمان پیش می آید

محسن افشانی :مهم ترینش این بود که یک بار اول برنامه را نرفت و از وسط برنامه داشت دیالوگ می گفت !

چطور آن بخش ها را جبران می کنید؟اجازه بداهه گویی در آن مواقع را دارید ؟

محسن افشانی:ما خودمان آن بخش ها را پوشش می دهیم و جمله ها را خودمان می سازیم

کیوان ساکت اف:اجازه گفتن بداهه را تا حدودی داریم اما یک نیروی کمکی آنجا وجود دارد به نام میان برنامه که به کمک مان می آید

شخصیت "آقای بهاری "توسط شاهین شرافتی با چه هدفی شکل گرفته ؟گاهی این طور استنباط می شود که حضورش برای دادن سر فصل دست شماست ؟

محسن افشانی:هدف این بود کسی در برنامه باشد که در واقع صاحب برنامه محسوب شود و چون من و کیوان بیشتر دیالوگ ها را با شوخی بیان می کنیم آقای بهاری جدی تر بیان کند

کیوان ساکت اف: این شخصیت نمایشی از من و کیوان بالغ تر است و شخصیت های ما را گوشزد یا تصحیح می کند

هیچ وقت شده بحث تان بالا بگیره یا از آنتن زنده  برای تلافی کردن استفاده کنید ؟

محسن افشانی :همین الان که کیوان یک ربع تاخیر داشت با هم مشاجره شدید تلفنی داشتیم

کیوان ساکت اف:یک با روی آنتن محسن جمله اش اشتباه دستوری داشت و جمله را با حرف"و"  شروع کرد که من به او تذکر دادم

محسن افشانی :من هم تلافی کردم و دیالوگ تو را گفتم

دست به جیب شده اید یا هنوز پول تو جیبی می گیرید ؟

محسن افشانی:من هنوز از پدرم پول می گیرم او می گوید تا وقتی در خانه من هستی دوست دارم پول تو جیبی از من  بگیری

کیوان ساکت اف :نه من دیگر پول تو جیبی نمی گیرم

در برنامه گاهی مهمان تلفنی و حضوری هم دارید سوال هایی که مطرح می شود حاصل فکر خودتان است یا از قبل طرح می شود و در اختیار شما قرار می گیرد ؟

ساکت اف : سوالات با مشورت طرح می شود یعنی حاصل همفکری ما و کار گردان برنامه است

در هنر می خواهید به کجا برسید ؟

محسن افشانی :می خواهم به اوج بازیگری برسم تا چهار یا پنچ سال دیگر من به حداکثر شهرت خواهم رسید اما حالت نزولی را نمی پذیرم بنا براین در نهایت شهرت کنار می کشم و به سراغ درس و ادامه تحصیل می روم

کیوان ساکت اف: دوست دارم پیش بروم و سیر صعودی را طی کنم

تا کنون ذهن شما چقدر به جایگاه تان نزدیک بوده ؟

محسن افشانی :من دو سال پیش الان خودم را می دیدم

کیوان ساکت اف:اصلا فکرش را هم نمی کردم به اینجا برسم

آیا شما به جرگه بازیگران هم پیوسته اید ؟

محسن افشانی :بله من چهار تا پیشنهاد داشتم که دوتای آنها قطعی شده یکی از آنها بازی در کار حمید لبخنده با عنوان "کارآگاهان " است و دیگری کار حسین سهیلی زاده با عنوان "ترانه مادری" که در آن نقش پویا را بازی می کنم   نقش یک بچه درس خوان که عاشق می شود و...

کیوان ساکت اف:من هم مشغول بازی در دو کار تئاتری هستم

با توجه به اینکه هر دو نفر تان در آستانه ورود به دانشگاه هستید قبول کارهای متعدد وقت و انرژی لازم برای درس خواندن را از شما نمی گیرد ؟

کیوان ساکت اف : متاسفانه جایگاهی که من در آن قرار دارم یک مقدار وسوسه انگیز است و خیلی سخت است که آدم بتواند همزمان به کارهای دیگرش به نحو احسن برسد

محسن افشانی :از نظر من کیوان وضعیت خیلی بهتری دارد چون رشته اش هنر است اما چون من رشته ام ریاضی فیزیک است و با هنر خیلی فاصله دارد فعلا تصمیم گرفته ام  جایگاه خودم را در تلویزیون پیدا کنم و بعد به سراغ درس بروم

در منزل چه کسی کار شما را دائم دنبال می کند ؟

محسن افشانی:مامان من برای خودش یک پا نودال و صدا است او تمام برنامه های مرا از روز اولی که رفتم تلویزیون ضبط کرده است البته پدرم هم خیلی تشویقم میکند

کیوان ساکت اف: پدرم

چه چیزی را دوست داشتید داشته باشید که حالا ندارید ؟

محسن افشانی :یه خرده وقت بیشتر چند وقت پیش پدربزرگم به رحمت خدا رفت و من چون دایم سر برنامه های زنده بودم حتی فرصت نکردم به هیچ کدام از مراسم ترحیم او بروم

کیوان ساکت اف:یه خواهر و چند میلیارد تومان سرمایه!

وقتی عصبانی می  شوید چه می کنید ؟

کیوان ساکت اف:من معمولا عصبانی نمی شوم و خیلی خونسردم

محسن افشانی:کیوان دروغ می گوید !من عصبانیت او را دیده ام!

کیوان ساکت اف: من نگفتم هیچ وقت عصبانی نمی شوم

محسن افشانی:اما من وقتی عصبانی می شوم آیت الکرسی می خوانم

از چه چیزی می رنجید ؟

محسن افشانی:از اینکه بقیه همه چیز را فراموش کرده اند و فقط کار را می بینند

کیوان ساکت اف: از اینکه نتوانم انتظارات پدر و مادرم را برآورده کنم

برای به روز کردن اطلاعات خودتان چقدر مطالعه می کنید ؟

محسن افشانی : هر وقت احساس کمبود کنم می روم و راجع به همان موضوع مطالعه می کنم

کیوان ساکت اف:من سعی میکنم مشاهداتم را قوی تر کنم  گوش کنم و به روابط دقت کنم

چه زمانی افسوس می خورید ؟

محسن افشانی :زمانی که حس کنم می توانستم در جایگاه بالاتری باشم اما به خاطر غفلت خودم این فرصت را از دست داده ام

کیوان ساکت اف:زمانی که به یکسری مسائل حواسم نباشه و اینکه یکدفعه از پله اول به پله دهم برسم بدون اینکه نه پله قبلی را طی کرده باشم

رویایی ترین چیزی که می توانید تصور کنید ؟

محسن افشانی:یک اتاق خیلی قشنگ که در رویاهایم  نقاشی اش را کشیده ام!

کیوان ساکت اف:خیلی به دنبال چیزهای آرمانی نیستم و بیشتر با واقعیات زندگی می کنم

زیباترین جمله ای که اخیرا شنیده اید ؟

محسن افشانی:انشاءا...سایه پدر و مادرت بالای سرت باشد

کیوان ساکت اف:هر وقت در زندگی به جایی رسیدی که در مقابل خود یه در بزرگ با یه قفل بزرگ دیدی  اصلا نترس چون اگه قرار بود باز نشود به جایش یه دیوار می ساختند

قشنگ ترین لباس شما چه رنگی است ؟

محسن افشانی :مشکی

کیوان ساکت اف:مشکی

بهترین سال زندگی شما ؟

محسن افشانی:سال 1393 که پدرم قصد دارد کت و شلوار دامادی تنم کند!

کیوان ساکت اف:به امید سال های بهتر در آینده

راجع به خانواده و ارتباط خودتان با اعضای خانواده بگویید؟

محسن افشانی :خانواده ام را خیلی دوست دارم و یک ارتباط خیلی نزدیک و صمیمی با هم داریم هر چیز را که خیلی جدید باشد اول به پدرم می گویم اما اگر بخواهم درد دل کنم با مامانم درد دل می کنم پدرم در کار چوب و دکوراسیون داخلی است خواهرم مترجمی زبان می خواند و مادرم خانه دار است

کیوان ساکت اف :خانواده ما به آن شکل نیست که همه دور هم یک کار را انجام دهند هر کس کار خودش را به موقع انجام می دهد خدا را شکر خانواده خوبی دارم چون احساس می کنم هر کدام کار مفیدی برای جامعه انجام می دهد پدرم 20سال است که تدریس می کند  مادرم تا هفت هشت سال پیش خانه دار بود اما الان ناظم مدرسه است برادر بزرگم در صدا و سیما ست و برادر دیگرم  دکترای فلسفه می خواند و همزمان در تدوین دایر المعارف  هم کار می کند

آخرین باری که از ته دل گریه کردید کی بود ؟

محسن افشانی :کنار جسم بی جان پدر بزرگم حدود یک ساعت گریه کردم

کیوان ساکت اف:یادم نمی آید!

خصوصیت بارز اخلاقی شما ؟

محسن افشانی:خودخواه و حسود از جنبه مثبت دوست دارم خوبی های دیگران را داشته باشم اما خوبی های خودم فقط به نام خودم ثبت شود

کیوان ساکت اف:تنبلی!!

از چی اصلا خوشتان نمی آید ؟

محسن افشانی:از بادمجان پیازکدو فلفل دلمه ای در غذاها و همچنین از واژه تکرار!

کیوان ساکت اف:از انتظار

اهل خلوت و تنهایی هستید یا جمع و اجتماع ؟  

محسن افشانی :بیشتر جمع اما وقتی احتیاج به فکر کردن داشته باشم لوت را ترجیح می دهم

کیوان ساکت اف:سعی می کنم خودم را با شرایط وفق دهم اما در کل جمع را ترجیح می دهم البته نه هر جمعی.

بهترین دوست شما ؟

محسن افشانی: خانواده

کیوان ساکت اف:کس که من هرچه می گویم بگوید چشم اما از من هیچ چیزی نخواهد!!

چه کاری را بلد نیستید انجام دهید ؟

محسن افشانی :خانه داری زمانی که مهمان می آید و خواهرم نیست مجبورم من ظرف ها را بشویم و از میهمان ها پذیرایی کنم خواهرم نباشد من می لنگم .

کیوان ساکت اف:رانندگی!

در سخت ترین شرایط چه چیزی به شما امید می دهد ؟

محسن افشانی :یاد خدا!

کیوان ساکت اف:  فکر کردن  به راه حل منطقی مشکلات

چقدر پیرو مد هستید ؟

محسن افشانی : خیلی اتفاقا هفته گذشته به علت همین امر برای ورود به سازمان برایم مشکلی پیش آمد

کیوان ساکت اف : به مد اعتقادی ندارم هر لباسی قشنگ باشد می پوشم

در میان مفاخر و چهره های هنری کشورمان به چه کسی علاقه مندید ؟

  محسن افشانی: عزت ا..انتظامی

کیوان ساکت اف:بهرام بیضایی

فیلم مورد علاقه شما ؟

محسن افشانی:هر فیلمی که حامد بهداد در آن بازی کند

کیوان ساکت اف:پدر خوانده

غذای مورد علاقه ؟

محسن افشانی :کوکو سیب زمینی هایی که مادربزرگم درست می کند

کیوان ساکت اف:پیتزا

از چی می ترسید ؟

محسن افشانی :از نارفیق

کیوان ساکت اف:از سگ

بهترین شاعر یا ترانه سرا ؟

محسن افشانی :افشین یداللهی

کیوان ساکت اف:احمد شاملو

درس و رشته مورد علاقه شما ؟

محسن افشانی :جغرافی

کیوان ساکت اف:تئاتر

بهترین خواننده ؟

محسن افشانی:احسان خواجه امیری و محسن نامجو

کیوان ساکت اف:استاد شجریان و محسن نامجو

بهترین بازیگر ؟

محسن افشانی :حامد بهداد

کیوان ساکت اف:آل پاچینو

بهترین مجری ؟

محسن افشانی :رضا رشید پور

کیوان ساکت اف:محمد صالح علاء

دغدغه ها چالش ها و خواسته های یک جوان چیست ؟

محسن افشانی:تمام دغدغه ها و خواسته های  یک جوان آینده است و اینکه قرار است چه کسی بشود و چه سرنوشتی داشته باشد و در یک کلام خوشبختی .

کیوان ساکت اف:امنیت روانی مهم ترین عامل است تا یک جوان با فراغ  خاطر بتواند به خلاقیت و شکوفایی برای آینده اش بپردازد

حرف آخر؟

محسن افشانی :تشکر می کنم از علی مختار زاده ‘ حسن مصطفوی‘ شاهد پیوند‘ الهام سالکی‘ حمید رضا مرادی و الهه کسمایی و اینکه پدر دوست دارم ‘مامان عاشقتم ‘آبجی هوایت را دارم و از شما هم ممنونم

کیوان ساکت اف: تشکر می کنم از کسی که از بچگی تا به امروز مرا راهنمایی کرده از جمله استادم امیر قنبری.

 


[ ]
+
یه سری عکسای قشنگ از وب مانا خانم
عکس تو عکس!!!!!!!!!
تولدتولدتولدت مبارک...
سلام به همه من امروزمیخواستم به یکی تبریک بگم که خیلی واسم عزیزه.۲۲تیرروزتولدانیتا خانمه.ازهمین جامیگم تولدت مبارک.بیاشمعاروفوت کن که صدسال زنده باشی....!!!!!
[ ]
+
دفاع
سلام بچه ها.متاسفانه بعضی ازشماها جایگاه خودتونو نمیدونید.اگه یک باردیگه فقط یکبار دیگه توهینی به پرسپولیس یابروبچه های پرسپولیسی بشه دیگه من نمیتونم مثل همیشه احترام بعضی هارونگه دارم.من نمیخوام به کسی توهینی بشه و این وسط اسم توهین کننده ها بدبشه،ولی کساییکه این کارو میکنن اگه به این چرندیات ادامه بدن پشیمونشون میکنم.روشنه؟؟؟؟؟!!!!!!!! و ازکساییکه ازمن صمیمانه دفاع میکنن ممنونم.
[ ]
+

دویدن در میان ابرها

 کیوان ساکت اف

 سومین روز فیلمبرداری «دویدن درمیان ابرها» اولین ساخته‌ی بلند سینمایی امین‌ فرج‌پور باحضور مسعود كیمیایی در پشت صحنه این فیلم ادامه پیدا كرد.
علی قوی‌تن تهیه‌كننده این فیلم با اعلام این مطلب گفت: فیلمبرداری درهنرستان هنرهای زیبا در پیچ‌شمیران ادامه دارد كه اكثر سكانس‌های مدرسه به‌جهت موضوع آن پربازیگر است و باید بیش از صد‌نفر دانش‌آموز نوجوان زمینه‌ی كادرهای مورد نظر كارگردان را پوشش دهند.
این فیلم كه برای حضور درجشنواره‌ی كودك همدان آماده می‌شود، درباره‌ی میلاد نوجوان ۱۸ ساله درحال تحصیل است كه درگیر ناهنجاری‌ خانه ومدرسه می‌شود و دراین میان دوستان و همكلاسی‌هایش را هم دچار مشكل می‌كند.
قوی تن كه پیش از این فیلم‌های «توطئه»، «عشق من شهرمن»، «سرود تولد» و «نسكافه داغ‌داغ» را ساخته است، درباره‌ی تهیه این فیلم اظهار كرد: در دفترم تشكیلاتی را برای همراهی فیلمسازان اول و آنهایی كه می‌خواهند فیلم‌های خاص بسازند راه انداخته‌ام و قصدم این است دراین جهت كارهایی انجام بدهم.
وی ادامه داد: قصد دارم گروهی با عنوان سینمای مستقل تقویت شود تا عده‌ای از كارگردانان جوان كه می‌خواهند وارد عرصه‌ی حرفه‌ای شوند، بتوانند خودشان را نشان بدهند و به شكل گروهی و با فرمت دیجیتال كه هزینه‌ها را كاهش می‌دهد امكان كاركردن داشته باشند.
سایر عوامل «دویدن درمیان ابرها» عبارتند از: تهیه‌كننده: علی قوی‌تن، كارگردان: امین فرج‌پور، فیلمبردار: محمد عاشقی، صدابردار: فرهاد ارجمندی، طراح گریم: عبدالله صفدری، تدوین: مجید عاشقی، مدیر تولید: جمشید حاجی‌اسحاق، عكاس صحنه: علی نجفی، برنامه‌ریز: وارش درویش، دستیار اول كارگردان: ثاراله كیانی‌راد، دستیار اول فیلمبردار: مهدی قنبری‌جاوید، صدابردار: حسام احمدی، دستیار تولید: جواد قاسمی، بازیگران: امیر سفیری،
كیوان ساكت‌اف، علی صلاحی، مهرداد خلیفی، مصطفی پناهنده، حامد برخوردار، محمد باقر‌صفانور.
فرج‌پور پیش از این به‌عنوان دستیار دركنار مسعود كیمیایی درفیلم‌های «سربازان جمعه» و «حكم» همكاری داشته است.

 یه سلامی دوباره دربهارباحضوراقامحسن واقاکیوان

این روزا حال و هوات بهاریه   نوجوونی فصل بیقراریه   دل تو یه چیزایی فهمیده   داره دنیا رو نشونت میده ..

لباس محسن سبز راه راه     لباس کیوان نارنجی راه راه

محسن : به نام خداوند بخشنده ی مهربون سلام میکنم به دوستای نوجوون که الان نشستن دارن  برنامه سلام بهار رو نیگا می کنن ..خسته نباشید خسته نباشید خسته نباشید ( تند تند)

کیوان: به نام خداوند بخشنده  مهربان منم سلام عرض می کنم خدمت همه شما نوجوونای خوب ایرانی که  نشستین پای برنامه سلام بهار حال و احوال شما؟؟ چه اخبار؟؟ خوبین؟؟

محسن: بازم مثل همیشه هیچ اخبار دیگه آق بهاری هم که نیستش اگه یه موقع می خوای بری ( کیوان میپره وسط حرفش و میگه)

کیوان: اگه اول منم ..  محسن : اگه منم . کیوان: منم   محسن:: خب بگو..

کیوان: اگه از اون دسته از آدمایی .( حالا وسط حرف کیوان آق بهاری میپره و میگه)

آق بهاری: سلام محسن سلام کیوان ( محسن و کیوان ذوق می کنن و همدیگر رو بغل میکنن که دوباره آق بهاری اومده)

محسن: سلااااااام آق بهارییییی           کیوان: چطوووووووری آق بهاری؟؟؟؟

آق بهاری: من خیلی خوووبم زنده باد نوجوونی

محسن: تو کجاییییییییی پسسسسسر؟؟؟   کیوان: کجایی تو؟؟؟   محسن :هان    آق بهاری:: من رفته بودم به بهار سری بزنم   محسن: تو که راس میگی     کیوان: دیگه نری سر بزنیا  محسن: تو که راس میگی .. به هر حال دلمون خیلی واست تنگ شده بود    کیوان: بابا بیا کنارمون باش .. در کنارم باش .      محسن:بیا کنارم          آق بهاری: من در کنارتونم پس این گلها چین؟      محسن: بابا ول کن این حرها چیه؟؟؟ صدات اصلا یه هیبتی میده به برنامه .. 

کیوان: سیییییییس پس یه سلام به همه ی اونایی که عاشق بهارن محسن: بله امروز یه روز ویژس و یه سلام میکنیم به همهی اونایی که بهارین بهاری بهاری بهاریااا ( و دستشو این ور اون ور میکنه)      کیوان: مراقب دستت باش ..       محسن: آخه بهارین همه         آق بهاری: امروز یه روز ویژس روزی که از همه دلتنگی ها حسابی راحت میشیم پس سلام میکنیم به بهاااار .

کیوان با بغض: آق بهاری .می دونی شما نبودی .. این محسن همش گریه میکرد همش گریه می کرد ها محسن: اِاِاِاِ (کیوان رو نشون میده ) معلومه الان کی داره گریه میکنه!!!     کیوان: من یاد گریه های تو افتادم     محسن: نخییییییرم من گریه نمیکردم       کیوان:چرا      محسن: نخیر     کیوان: چرا    محسن:نمی خوام    کیوان: ناراحت که بودی.    محسن: ناراحت که بودم. به جون تو آق بهاری انقدر دلم هواتو کرده بود . انقدر اداتو درآوردیم رو دیوار شاهینینا انقدر نامه نوشتیم.   کیوان: انقدر نامه نوشتیم؟؟؟     محسن: انقدر یادگاری نوشتیم .. اَاَاَه ه ه نامه چیه هی میگیم؟؟؟    کیوان: خداییش آق بهاری فکرشو میکردی یه روزی تبدیل بشی به یه عضو مهم سلام بهار؟؟؟ نه واقعا فکر میکردی در حد من و محسن بشی؟؟    محسن: الکی الکی مهم شدی      کیوان: در حد کیوان ساکت اف بشی؟؟    محسن: و محسن افشانی            آق بهاری: ببخشیدا ولی شما تو برنامه ی منینا یادتون رفته ها!!!    محسن: حالا درسته وقتی نبودی انگار یه چیزی کم بود درسته ..درسته     کیوان: حالا با هم صحبتها داریییییییییم     محسن: بریم یه میان برنامه ببینیم آق بهاریییییی نبوودییییی     محسن: بریم برگردیم بهتون میگیم        کیوان: بین المللی شده برناممون    محسن با عصبانیت: اِاِاِاِاِه..   

میـــــــــــــــــــان برنامه            

 محسن: بله با بخش بین الملی سلام بهار در خدمتتون هستیم .. آقا بهاری داشته باش آقا کیوان بریم 

محسن: صندق پستی     کیوان: صندق پستی     محسن: گروه کودک و نوجواااااان          اول آلمانی  ( ببخشید نتونستم اینا رو دیگه بنویسم )    بعد ایتالیایی   فرانسوی  و بعدشم هم آسیای شرقی

آق بهاری: این چی بود الان؟؟؟      کیوان: این مال آسیای شرقی بود درست نتونستیم تفکیک کنیم ولی به هر حال  

کیوان: حااااالااااا به زبووووون شیریییییییین فارسییییییی    19395  

محسن: ( میزنه رو میز ) خط خط خط تیره .. خط خط خط تیره ..   کیوان: 43 43    صندق پستی سلام بهاره    محسن: نوبت منه منتظر نامه های خیلی قشنگتون هستییییییییییییییم . مهموووووووون عزیزی داریم برین کارتون ببینید برگردیم .. معرفی میکنیم نگرااااان نباشید از این سمت   کیوان : نه از این سمت

میــــــــــــــــــــان برنامه

محسن: خبر خبر خبر خبرای بهاری داریم

کیوان: مکه اینو تو باید میگفتی؟؟؟              محسن: پس کی باید میگفت؟؟؟     آق بهاری: پس دوباره میریم . خبر خبر خبر .. سلاااااام       محسن: سلاااااااام         کیوان: نمیزاری یه ثانیه از هماهنگی بگذره ..  در خدمت یه مهمون عزیز هستیم سرکار خانوم زهره میرسپاسی………………………………( کلی حرف)

میـــــــــــــــــــان برنامه

محسن: به به باز در خدمتتون رسیدیم با یکی دیگه از بخشهای سلام بهار و خبرای خوبی هم داریم یه عالمه کیوان: ( با خنده) و

محسن: و من اصلا می خوام کلا اردیبهشت رو به همتون تبریک بگم .. کلی مناسبت همینجوری توش ریخته ماشالله روز معلم روز کارگر روز ملی شوراها روز ملی خلیج فارس .. و بهترینش هم روز معلم و مصادف با اون افتتاحیه چشنواره ی . اَه چشنواره چیه هی ما میگیم؟؟ افتتاحیه نمایشگاه کتاب  کیوان: هیچی نگفتم ببینم این چی کار میخواد بکنه دیدین که نتونست دو تا جمله بگه جمله اولشو با و شروع کرد   این جوری :: خب دوباره برگشتیم  و .

محسن: حالا یه چیزی بگم.   کیوان: من یه چیزی بگم خدمتتون ( رو به محسن ) اِاِاِ     محسن: فردا مستغریم در غرفه کودک و نوجوان نمایشگاه بین المللی کتاب حالا که این این جوری گفت منم خبر اینو گفتم دیگهآخی دلم خنک شد …( با خنده) حالا بفرمایید شما .   کیوان: من دیگه هیچ حرفی نمیزنم تا آخر برنامه خودت تنهایی برو   محسن: تنهایی برم؟؟؟باشه آقا بهاری کمر همت ببند به کمک کردن من    آق بهاری: محسن تو چه نوجوونی هستی؟؟؟    محسن: چاکریم آقا فردا من و آقا کیوان . البته کیوان از افنخاراتشه که من فردا همراهش میام در غرفه کودک و نوجوان البته فقط به خاطر دیدن همه شماها میا م میایم اون جا از ساعت 10 صبح ما اون جا هستیم    ( کیوان وارد کادر محسن میشه و میگه..)   کیوان: یه میان برنامه ببینیم .  محسن: نهههههههههه میان برنامه چیه؟؟؟ برو بشین سر جات    کیوان: باور کن قرار بود میان برنامه ببینیم من از جام تکون نمی خورم محسن: فردا ما از 10 صبح منتظز تک تک شماها هستیم . و آق کیوان می خواد بگه ما چی هستیم؟؟    کیوان: خدافظی؟؟؟؟ ( با تعجب)ما تعبیر رویایی هستیم که دیروز برای فردا دیده بود پس سلام بر امروز محسن : سلام بر بهار رو سلام بهار خدانگهدااااااااار        کیوان: چرا انقدر وقت کم مگه 3 دقیقه نبود؟؟؟         محسن: 5 و 38 دقیقه نیگا.  


[ ]
+
ترانه ی مادری

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!