تبليغاتX
 محسن افشانی وکیوان ساکت اف
محسن افشانی وکیوان ساکت اف
هرچی که طرفدارای محسن وکیوان میخوان.....
محسن افشانی وکیوان ساکت اف
خانه | آرشيو | ايميل


بااسمان خسته،باابردل شکسته،بادردریشه بسته،رستن چه سود دارد؟بودم به عشق یاران عمری دراین بیابان وقتی که همدمی نیست،ماندن چه سود دارد؟
من اسمم یلدااست.نویسنده ی وبلاگ.متولد28مرداد.منتظر نظراتتون هستم.راستی من پرسپولیسی دواتشه ام.شدیدا هم فوتبالی ام.باااااااااااااااااااااااای...

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام
 


بهرام و پویا در سریال ترانه مادری این شب ها خیلی ها را پای تلویزیون نشانده اند. سیاوش خیرابی و محسن افشانی دو ستاره شبهای تابستان 87 از این کار می گویند.

برادران غریـــــــــب

خانه باغی در سعادت آباد تهران پاتوق بچه های سریال ترانه مادری است سریالی که با این که هر شب پخش میشود اما ضبط و ساخت آن با سرعت ادامه دارد این خانه باغ چند سال قبل محل ساخت سریال شبهای برره هم بوده است در شلوغی و فاصله محدود تغییر لوکیشن ها و بین سکانس ها سراغ دو بازیگر جوان و تازه کار سریال رفتیم که از قضا بازی های خوبی هم کرده اند. حال و هوای این دو نفر تقریبا با آن چه در این سریال میبینیم متفاوت است: محسن افشانی 19 ساله است پرهیجان و با اعتماد به نفس بالا درست برعکس پویای سریال و خیرابی 24 ساله کم حرف و تا حدی خجالتی برعکس بهرام. اول سراغ محسن رفتیم دیپلم ریاضی فیزیک دارد اما چون به قبولی در دانشگاه ایمان دارد خودش را دانشجوی مهندسی مکانیک معرفی می کند.

برای مجری پرطرفدار برنامه کودک و نوجوان چه اتفاقی افتاده که از سریال سر درآورده؟

این اتفاق خاصی نیست من بازیگر بودم یک بازیگر تئاتر.

بیشتر توضیح می دهید؟

(با لحن شیطنت آمیز و کمی اغراق) دارم توضیح میدم خانم. خواهش می کنم اجازه بدید...( با خنده) 4 سال پیش من تئاتر را در فرهنگسرای سالمند شروع کردم بر حسب کارهای مداوم نمایشی و دیده شدنشان از من دعوت شد تا در آیتمی در برنامه آستانه بازی کنم بعد از یک ماه بازی در این آیتم آقای مختارزاده گفتند اگر دوست داری مجری باشی ما کمکت می کنیم من هم قبول کردم با این که اصلا نمی دانستم حیطه اجرا با بازیگری تا چه حد متفاوت است از قسمت ها و آیتم های کوچک شروع شد تا این که مجری اول برنامه شدم اما در آن زمان دیگر آقای مختارزاده کارگردان نبودند و جایشان خالی بود قبل از عید برنامه ما دو تا را اجرا کردمو بعد از آن برنامه زنده ( نود روز بهار) را. البته هنگام اجرای زنده آن برنامه در قسمت سوم سریال کارآگاهان هم بازی کردم.

برای ترانه مادری چگونه انتخاب شدید؟

آقای حمزه ای دستیار کارگردان با من تماس گرفتند و مثل همه کارها رفتم و تست دادم فکر می کردم به علت تعدد و فراوانی گزینه های انتخابی قبول نشوم اما شدم. آقایان سهیلی زاده ایرج محمدی و محمد حاتمی به من لطف کردند و این ریسک را کردند که من این نقش را بازی کنم بالاخره هر چه باشد من یک بازیگرم.

کلاس بازیگری هم رفته بودید؟

فقط افتخار این را داشتم که 2 جلسه سر کلاس های آقای پسیانی حاضر شوم اما ایشان من را بیرون انداحتند. خیلی لطف کردید آقای پسیانی!!! ( با خنده)

چرا؟

فقط بدانید که شیطنت داشتم اما به این خاطر نبود بیشتر به این دلیل بود که ظرفیت کلاس ها پر شده بود و من آخرین نفر ثبت نامی ها بودم به همین خاطر اولین نفری که باید می رفت بیرون من بودم.

با این همه پشتکار چرا هنر نخواندید؟

نمایش و بازیگری را دوست دارم اما برای من یک سرگرمی است و به اندازه مهندسی آن را دوست ندارم .

اگر قرار باشد یکی را کنار بگذاری کدام را کنار می گذاری؟

من تا 5 سال دیگر بازیگری را ادامه می دهم و بعد منحصرا درسم را ادامه می دهم.

چرا؟

نمی دونم اما احساسم می گوید 5 سال دیگر به آنجایی که فکر می کنم رسیده ام و می توانم آن را کنار بگذارم.

یعنی فکر می کنید ستاره می شوید و بعد کار بازیگری را کنار می گذارید؟

بله. حتما همین طور که اجرا کنار گذاشتم.

یعنی حاضر نیستید که دوباره مجری شوید؟

فعلا قصدش را ندارم.

به چه دلیل؟

چون برنامه مان برنامه اول بود و من آن را در اوج کنر گذاشتم.

خب در اوج که باید انرژی بیشتری می گرفتید؟

درست است اما گاهی اوقات آدم به تکرار می افتد اجرا محدودیت هایی دارد یعنی مخاطب  همیشه محسن افشانی را شاد و خوش حال در مقابل دوربین میبیند اما بازیگری را به خاطر تعدد شخصیت هایی که می توانم بازی کنم دوست دارم.

پس بهتر است بپرسم در این 5 سال باقیمانده دوست دارید راه بازیگری را چطور ادامه دهید؟

دوست دارم نقش های متفاوت را تجربه کنم و امیدوارم الان که از طرف خانم درخشنده پیشنهاد بازی به من شد این اتفاق برایم رخ دهد.

محسن افشانی که ما میبینیم با پویا نظری خیلی تفاوت دارد برای رسیدن به این نقش چه کار کردید؟
کار خاصی نکردم آخر محسن افشانی انعطاف پذیر است و بازیگر یعنی همین خیلی خوش حالم که پویا چیزی است کاملا بر خلاف من البته بیشتر از همه کمک آقای حاتمی در این امر دخیل بود تا آنجا که همه من را آقا پویا صدا می زنند یا این که می گویند شربت ات را خوردی؟ یا مامانت اجازه داده از خونه بیای بیرون؟

از این که با بازیگران بزرگ کار می کنی چه احساسی داری؟

اول از همه باعث افتخار و شانس من است و بعد بزرگترین اعتبار من در تلویزیون و سینما حضور در کنار هنرمندان و پیشکسوتانی مثل خانم ها هما روستا گودرزی لاکانی و آقایان حکیمی دژاکام عمرانی و بیشتر از همه آقای حاتمی است.

یعنی به عنوان یک بازیگر تازه کار کم نمی آورید؟

هیچ وقت چون تئاتری ها کم نمی آورند هیچ اضطرابی نداشتم.

پس از این که بازی ات را در کنار این بازیگران بزرگ محک بزنند نگران نبودی؟

تنها نگرانی ام این بود که برای این پروژه انتخاب نشوم.

این حس از چه چیزی نشات گرفت؟

از استعداد من.

تاثیر حضور این بازیگران در بازی ات چقدر بود؟

یه عالمه مثبت من سعی کردم کم نگذارم بیشتر برای آنها سخت بود که با بازیگر جوانی مثل من کار کنند.

کار را میبینید فکر میکنید چقدر برای نقش پویا کم گذاشته اید؟

همه دوستان و آشنایان از من تعریف می کنند اما من دوست دارم بیشتر مورد نقد واقع شوم به خاطر همین هم هر وقت بازی خودم را میبینم به دلم نمی چسبد البته این سوال دو حالت دارد یکی این که چون من در لحظه می دانم که در داستان چه اتفاقی افتاده است و دیگری برمیگردد به این که فکر می کنم می توانم بهتر از این باشم.

این به همان اعتماد به تفس برمیگردد یا کمبود زمان و نبود فرصت کافی برای تمرین  نقش؟

با این کار اولین کار جدی من است ولی به این سیستم عادت کردم و سرعت ضبط تاثیر خاصی روی بازی من نداشته است.

رابطه تان با سیاوش خیرابی چطور است؟

از همان ابتداکه همدیگر را دیدیم با هم خیلی زود رفیق شدیم از نقش ها هم خبر نداشتیم بعد که آقای سهیلی زاده آقای حاتمی و گاهی اوقات آقای بهبهانی راجع به نقشها به ما توضیحاتی میدادند کار ما راحت تر میشد چون با هم هماهنگ بودیم.

این رابطه دوستامنه چقدر در بازیتان تاثیر داشت؟

ابتدا اینکه بخواهیم رابطه دوستانه مان را کمرنگ کنیم و به چشم پسر دایی و پسر عمه به هم نگاه کنیم سخت بود اما در اواسط کار که متوجه شدیم برادریم و از دو دوست به هم نزدیکتریم در کارمام راحت تر شدیم.

مگر از ابتدا فیلمنامه را نخوانده بودید؟

اوایل ما فقط یک سیناپس داشتیم و به طور کامل از قصه با خبر نبودیم.

بازی سیاوش خیرابی چطور میبینید؟
من بازی سیاوش را خیلی دوست دارم اما در جاهایی هم به بازی اش انتقاد می کنم سیائش سابقه و تجربه اش را دارد تنها گاهی سر گرفتن پلان ها تمرین ها به هم کمک می کنیم.

ترانه مادری چه جور تجربه ای برای شما بود؟

با ترانه مادری پشت من یه عالمه اعتبار نشسته است.


همشون ازوبلاگ ماناخانمه بااسم(هوادارای محسن وکیوان)

 

 

 



[ ]
+
دپرس ترازهمیشه.......

سلام بچه ها.حالم رونپرسید.دپرسم.لابدمیگیدچرا؟چون وقتی میبینم پرسپولیس بازی دوبریک برده رو با دو دو مساوی عوض میکنه....اخه چرا؟؟؟؟چرابایداینطوری باشه.پرسپولیس که خیلی خوب بازی کرد....دوگل هم جلوبود.چرابایدمساوی کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟داورهم که فقط حرص منودراورد.خطامیشد،نمیگرفت.عجب داورهالویی بود!!!!!!!درهرصورت بااینکه ناراحتم ولی حتی یه ذره،حتی یه ذره ازعلاقه ی شدیدم به پرسپئلیس کم نشد.پرسپولیس همیشه قهرمانه وهمیشه هم سروراستقلاله.کسی هم نمیتونه اینوانکارکنه.واسه من که اینجوریه....

پارمیداخانم دستت دردنکنه.نه واقعادستت دردنکنه....من بعدازاین همه سال علاقه ام یه ذره به پرسپئلیس کم نشده،اونوقت شمامیگین:وروجک!واقعاپرسپولیسی هستی یا به خاطرمحسن اینطوری میگی؟؟؟؟؟؟؟

اولامن طرفدارکیوانم.دومامن ازسه سالگی عاشق پرسپولیس بودم.با باخت هاش گریه کردم،بابردهاش بازم گریه کردم!!(از روی شادی)اونوقت شمامیگیدبه خاطرمحسن؟؟؟؟؟

حالابگذریم.ترانه ی مادریو دیدین؟خیلی قشنگ داره دنبال میشه اگه اخرشوخراب نکنن!!!امروزحتمانگاه کنین،احتمالا پویابمیره!!!!!(من دیگه قضیه روفیلم هندی کردم!!!)به هرحال ازشمادعوت میکنم به یکی دیگه ازوبلاگ های من سربزنین.منتظرهمه تون هستم.اینم ادرسش:زندگی یکباره،تکراره،اجباره،انتظاره....


[ ]
+
مانا
سلام علیکم.!ماناخانم دست شما ندرده!!!!!!!!من که توهمه ی مطالب نوشتم ازوبلاگ ماناخانم یااسم وبلاگتون رو دادم که.........درهرصورت اگه اشتباهی شده شماببخشید.بازم به خاطراشتباهم معذرت میخوام.
[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!