قول مردونه.....
یکشنبه 31 شهریور1387
عشق يعني به برگي دل سپردن تاپاييز رفتن امانمردن
................................................................................................................................
سلام خدمت همه ي پرسپوليسي ها.به همه ي فوتبالي ها.به همه ي محسني ها به همه ي کيواني ها!!!!!من خوبم شماچطوريد؟به قول شاعرچي:واي واي واي پارميداي من کوش؟واي واي واي دارم ميرم از هوش!!!!چه ربطي به بحث داشت آخه؟؟؟نه واقعاچه ربطي داشت!!!!!بعله ليديز اند جنتلمن هاي عزيز ازپس فرداقراره مدرسه ها بازشه.من امروزاومدم يه قولي ازشمابگيرم....بياين به هم قول بديم.....به هم بگيم بعضي ازماکه سال قبل روبه خاطرمحسن وکيوان وبرنامه ي سلام بهارگندزديم!!!!!(البته من خودم شخصا گند نزدم)بياين به هم بگيم ايشالا امسال باياري خدا لااقل هجده به بالابشيم.ميدونم تودلتون ميگيداگه مادبيرستاني هاهم مثل بچه ابتدايي ها فقط 5 يا6 تادرس داشتيم بيست مياورديم.ولي باورکنيد اگه تلاش کنيم 19 به بالاهم ميتونيم بياريم.من که شخصاخودم اين سال تلاش کردم ونتيجه ي تلاشم روهم ديدم.نوزده ونيم به بالا آوردم.پس چرااين سال روهم نتونيم.ايشالاباکمک هم اين يکي دوسال آينده ي دبيرستانو بخونيم تابريم دانشگاه.هرکدوم يه هدفي داريم ديگه!!!!منم تجربي روتو اولويت قرارميدم واگه ايشالاعمري بود ميخوام رشته ي هنر روهم تجربه کنم.البته هنرتو اولويتم نيست.من تصميم گرفتم تئاتر رو زمان مدرسه ها هم کنار نذارم.چون هرچقدر ديرتر بجنبم به همون اندازه توچشم کارگردان فراموش ميشم که چه جوري بااولين نقشم کولاک کردم.درهرصورت من ميخواستم همتون به من قول مردونه بدين.ازهمتون ميخوام اين قول روبگيرم.کياميتونن روقولشون وايسن؟؟؟؟؟منتظرقول هاتون هستم...........ياعلي
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:59 توسط یلدا
................................................................................................................................
سلام خدمت همه ي پرسپوليسي ها.به همه ي فوتبالي ها.به همه ي محسني ها به همه ي کيواني ها!!!!!من خوبم شماچطوريد؟به قول شاعرچي:واي واي واي پارميداي من کوش؟واي واي واي دارم ميرم از هوش!!!!چه ربطي به بحث داشت آخه؟؟؟نه واقعاچه ربطي داشت!!!!!بعله ليديز اند جنتلمن هاي عزيز ازپس فرداقراره مدرسه ها بازشه.من امروزاومدم يه قولي ازشمابگيرم....بياين به هم قول بديم.....به هم بگيم بعضي ازماکه سال قبل روبه خاطرمحسن وکيوان وبرنامه ي سلام بهارگندزديم!!!!!(البته من خودم شخصا گند نزدم)بياين به هم بگيم ايشالا امسال باياري خدا لااقل هجده به بالابشيم.ميدونم تودلتون ميگيداگه مادبيرستاني هاهم مثل بچه ابتدايي ها فقط 5 يا6 تادرس داشتيم بيست مياورديم.ولي باورکنيد اگه تلاش کنيم 19 به بالاهم ميتونيم بياريم.من که شخصاخودم اين سال تلاش کردم ونتيجه ي تلاشم روهم ديدم.نوزده ونيم به بالا آوردم.پس چرااين سال روهم نتونيم.ايشالاباکمک هم اين يکي دوسال آينده ي دبيرستانو بخونيم تابريم دانشگاه.هرکدوم يه هدفي داريم ديگه!!!!منم تجربي روتو اولويت قرارميدم واگه ايشالاعمري بود ميخوام رشته ي هنر روهم تجربه کنم.البته هنرتو اولويتم نيست.من تصميم گرفتم تئاتر رو زمان مدرسه ها هم کنار نذارم.چون هرچقدر ديرتر بجنبم به همون اندازه توچشم کارگردان فراموش ميشم که چه جوري بااولين نقشم کولاک کردم.درهرصورت من ميخواستم همتون به من قول مردونه بدين.ازهمتون ميخوام اين قول روبگيرم.کياميتونن روقولشون وايسن؟؟؟؟؟منتظرقول هاتون هستم...........ياعلي
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:59 توسط یلدا
عکس
یکشنبه 31 شهریور1387
من عقب افتادم.....
یکشنبه 31 شهریور1387
اين عشق چه چيزيست که اينقدربه آن دل بسته ايم؟
اين زندگي چيست که تااين حدبه آن وابسته ايم؟
آشنانيست که مارابرهاند زتاريکي شب
عاشقي کن که فردانيستيم کوله هارا بسته ايم
.....................................................................................................................................
سلام عليکم.من دوباره اومدم.همون طورکه تووبلاگ بعضي ازبچه هاگفته بودم من ازقبل ميدونستم که محسن افشاني عزيز توماه محبوب موندگارنيست.ولي نخواستم اينوتوي وبلاگ مطرح کنم.چون فک کردم احساس ميشه که ميخوام موقعيتش روخراب کنم وشايعه سازي کنم.ولي به بعضي ازدوستان هم تووبلاگ خودشون اعلام کرده بودم که موقتيه....درهرصورت من معتقدم هيشکي حرف منوباورنميکردچون به قول معروف ما ريش نداريم حرفمون خريدارنداره...!!.....ولش کنين.حالتون خوبه؟خب بالاخره آقاکيوان گل هم آپ کردن.!!!!!!!!ميدونم گلايه دارين که يه مدت زياديه که نه ازمحسن وکيوان عکس ميذارم ونه درموردشون مطلب مينويسم .ولي جبران ميکنم.واستون چندتاعکس باحال دست سازخودم رو آپلودميکنم تا بدونين نامردنيستم.ولي قبل ازاون ميخواستم يه چيزي بهتون بگم.من تئاتر رواستارت زدم ولي.............................قراربود واسه کارجديدمون بريم مشهد وازاونجابريم تئاترشهرتهران اجراکنيم که گروهمون رفتندولي من موندم!!!!!!!!!!!!!!!!!!چون خانواده اجازه ندادن.....باورتون ميشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من يه فرصت طلايي روبه خاطرخونواده ازدست دادم....يه فرصتي که ميتونستم توش خودموبه سرعت وبه شکل قوي محک بزنم.....فرصتي که شايدبه احتمال قوي پل پرتگاهي بودبه سوي بازيگري....ولي نشد...امامن آدمي نيستم که به اين راحتي ها پاپس بزارم ونااميدبشم.خداهميشه همراه منه...من که يه بار ازش خواستم ميخوام توزمينه ي تئاتربه درجات عالي برسم مطمئنم که دست منورد نميکنه....توروبه امام رضاتوشباي قدرواسم دعاکنين....من الان بيشترازهرجهت به اعتمادبنفس خودم وبه ياري شماعزيزان احتياج دارم ولي زياد ناراحت نيستم چون براي من هنوز خيلي زوده که بخوام به درجات عالي فک کنم.شايداگه کمي توچشم کارگردان ها ي تئاتر(مخصوصاکارگردان کارخودمون)به عنوان يه استعدادشناخته بشم واسم کافيه تا خودموبه بهترين نحومحک بزنم.
زيادحرف زدم.سرتونودردآوردم.ببخشيد.درهرصورت برام دعاکنيد....فعلا....
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:21 توسط یلدا
اين زندگي چيست که تااين حدبه آن وابسته ايم؟
آشنانيست که مارابرهاند زتاريکي شب
عاشقي کن که فردانيستيم کوله هارا بسته ايم
.....................................................................................................................................
سلام عليکم.من دوباره اومدم.همون طورکه تووبلاگ بعضي ازبچه هاگفته بودم من ازقبل ميدونستم که محسن افشاني عزيز توماه محبوب موندگارنيست.ولي نخواستم اينوتوي وبلاگ مطرح کنم.چون فک کردم احساس ميشه که ميخوام موقعيتش روخراب کنم وشايعه سازي کنم.ولي به بعضي ازدوستان هم تووبلاگ خودشون اعلام کرده بودم که موقتيه....درهرصورت من معتقدم هيشکي حرف منوباورنميکردچون به قول معروف ما ريش نداريم حرفمون خريدارنداره...!!.....ولش کنين.حالتون خوبه؟خب بالاخره آقاکيوان گل هم آپ کردن.!!!!!!!!ميدونم گلايه دارين که يه مدت زياديه که نه ازمحسن وکيوان عکس ميذارم ونه درموردشون مطلب مينويسم .ولي جبران ميکنم.واستون چندتاعکس باحال دست سازخودم رو آپلودميکنم تا بدونين نامردنيستم.ولي قبل ازاون ميخواستم يه چيزي بهتون بگم.من تئاتر رواستارت زدم ولي.............................قراربود واسه کارجديدمون بريم مشهد وازاونجابريم تئاترشهرتهران اجراکنيم که گروهمون رفتندولي من موندم!!!!!!!!!!!!!!!!!!چون خانواده اجازه ندادن.....باورتون ميشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من يه فرصت طلايي روبه خاطرخونواده ازدست دادم....يه فرصتي که ميتونستم توش خودموبه سرعت وبه شکل قوي محک بزنم.....فرصتي که شايدبه احتمال قوي پل پرتگاهي بودبه سوي بازيگري....ولي نشد...امامن آدمي نيستم که به اين راحتي ها پاپس بزارم ونااميدبشم.خداهميشه همراه منه...من که يه بار ازش خواستم ميخوام توزمينه ي تئاتربه درجات عالي برسم مطمئنم که دست منورد نميکنه....توروبه امام رضاتوشباي قدرواسم دعاکنين....من الان بيشترازهرجهت به اعتمادبنفس خودم وبه ياري شماعزيزان احتياج دارم ولي زياد ناراحت نيستم چون براي من هنوز خيلي زوده که بخوام به درجات عالي فک کنم.شايداگه کمي توچشم کارگردان ها ي تئاتر(مخصوصاکارگردان کارخودمون)به عنوان يه استعدادشناخته بشم واسم کافيه تا خودموبه بهترين نحومحک بزنم.
زيادحرف زدم.سرتونودردآوردم.ببخشيد.درهرصورت برام دعاکنيد....فعلا....
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:21 توسط یلدا
عذاب وجدان
یکشنبه 31 شهریور1387
سلام بچه ها .حال واحوالتون خوبه؟من که خیلی عذاب وجدان دارم.چرا؟؟؟چون نتونستم برسم تولدکیوان آپ کنم..........
خیلی ناراحتم.چون رفته بودیم تبریز....اه.....خیلی بدشد.کلی شعرومطلب حاضرکرده بودم.چقدرتدارک دیده بودم.همش بهم خورد...خیلی ناراحتم.ولی میخواستم همین جوری خشک وخالی به کیوان عزیزم بگم:
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 0:40 توسط یلدا
تولدت مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 0:40 توسط یلدا







