داديد....سلام به همه ي کساييکه حال وهواي بهاريشون شده حال وهواي
خزوني......يادتون ميادروزاي صاف وسادمون؟روزاييکه دلاي غبارگرفتمون
شايددوباره زنده شدن...فقط با دونفرما تونستيم دوباره پاشيم وبگيم
نوجووني فصل بي قراريه....يادتون مياد اول فروردين....سلام بهار......روزاي
بهاري....محسنِ ساده ي سابق ومحسن افشاني الان....کيوانِ ساده ي
سابق وکيوان ساکت اف الان؟؟؟؟!!!!اول فروردين بود....چه روزخوبي
بود....روزي که سلام بهاري ها اولين سلامشونوگفتند......يادتونه چه ساده
وبي رياميگفتند:اگه ازاون دسته ازآدمهايي هستين که......بقيشوخودتون
ميدونيد ديگه.....يادتونه محسن وکيوان؟؟؟؟آره محسن وکيوان
باشمام....يادتونه....شايديه بهونه....شايديه روزبيقرار....شايديه
روزبهاري....منتظرشمابوديم....قرارمون ساعت شيش شبکه ي يک
بود...بدون هيچ فرد اضافي....فقط خودمون وخودتون.....نه عباسي بود....نه
ارسيايي بود....نه روژيني بود....ونه سهيلي درکاربود....تنهاي تنها
بوديم...خودمون وخودتون بوديم....چه روزاي ساده وبي غل وغشي
بود....راستي محسن وکيوان دل خودتون واسه اون روزاي بي رنگ وريا
وشايدروزاي بهاري تنگ نشده؟....ماکه خيلي دلمون تنگ شده.....اون روزاکه
ميگفتين سلام به همه ي نوجووناي توي خونه که نشستن ودارن برنامه
ي ........ نميخوام اسم برنامرو بگم چون دوباره ميرم به اوج اون روزاي
بهاري.......خاطرات واسم زده ميشن....مافک کرديم خب اگه سلام بهارتموم
شد ما بوم سفيد رو داريم که لااقل ميتونيم خاطراتمون روبامحسن وکيوان
زنده کنيم.....ولي نشد....اون برنامه هم نتونست روزاي بهاري مارو درک
کنه.....گفتيم شايدعصربخيربچه ها بتونه ولي روز اول ديديم کيوان بدون
محسن........شايدبزرگترهاهم نتونسته بودند اون ارتباط ساده ي عجيب
وغريبي که با سلام بهار داشتيم رو درک کنن....ميدونين چرا؟؟چون اونا هيچ
وقت نتونستند درک کنن "اين روزا حال وهوات بهاريه نوجووني فصل بي
قراريه"يعني چي؟چه روزاي خوبي بودند.....اون روزا برنميگردند...ماهيچ
وقت اول فروردين وآخرارديبهشت روفراموش نميکنيم......اول فروردين حس
کردين بهار رو....بهار نوجووني رواز ته قلبمون حس کردين وازاون روز هر روز
ساعت شيش بعدازظهر به ديدار روزاي بهاريمون رفتيم ......روزاييکه دلاي
غبارگرفتمون روتوش شستيم ويه صفحه ي ديگه يايه بهارديگرو توفصل کتاب
زدگي ورق زديم....محسن وکيوان!مگه ماازشماچي خواستيم....فقط
خواستيم بهاري بمونيد....تاروزاي بهاري ما هم تموم نشن....و اين طوري
شدکه روز 30 ارديبهشت واسه ما شد 30 ارديجهنم....آره شما دلاي کويري
ماروآب دادين...آينه ي دل مارودوباره پرِبارون کردين...يادمون نميره آخرين
سلام بهاري که بدون کيوان توسط محسن توي برنامه ي روزاي بهاريمون
ثبت شد....روزي که محسن گفت نوجووناي عزيز سلام بهارامروزميخواد
باشماخداحافظي کنه....هيچ فک نکردين باخداحافظي شما دل بهاري ماهم
که به هواي شما داشت دوباره جون ميگرفت،بابهارخداحافظي کنه؟؟؟هيچ
فک نکردين باغچه ي دلاي بهاري ما خزوني بشه وبرگاش بريزه؟؟؟يابدون
بارون بهاري،شاخه هاش خشک ميشن؟؟؟باروزاي بهاري خداحافظي
کددين به چه قيمت؟؟؟به قيمت اينکه شماهم قاطي آدم نماهاي اين جنگل
بشين؟؟؟!!!!!مگه روزاي بهاري چش بود؟؟؟محسن وکيوان ساده ي بي
غل وغش چش بود؟؟؟مگه شعر:اين روزا حال وهوات بهاريه"بد بود؟....فک
نکردين شايد يکي محتاج به اينِکه شما بگيم مينويسم د ي د ا ر تواگر
بامن ودلتنگ مني يک به يک فاصله هارا بردار؟؟؟ماديگه ميدونيم که اون
روزاي بهاري ديگه نه باشما نه باهيچ کس ديگه اي پرنميشن؟؟؟چون
شماديگه محسن وکيوان سابق نيسين....اون صداقت قبلي توچشماتون
نيست وحتي اگه سلام بهار شروع بشه ماديگه حال وهوامون بهاري
نيست.....فقط ميتونيم بگيم:
از شما مونده يادگاري
واسه ي ما «بي قراري
خنده رو لبامونه اما
از دلمون خبر ندارين
نه شما بودين نه ترانه
نه يه حرف صادقانه
ما مگه از شماچي خواستيم
فقط و فقط بهانه
بهانه يي واسه زندگي کردن...واسه بودن...بهانه اي واسه
روزهاي
بهاري.....[ ]
+ نوشته شده در ساعت 16:53 توسط یلدا





